احمد مجد الاسلام كرمانى
537
سفرنامه كلات ( فارسى )
و اغلب فتوحات اخيره به اين عنوان و در راه حفظ و ترقى وطن واقع شده و نفوذ اين كلمه تا حدى است كه اهل يك مذهب را بكشتن يكديگر واداشته و ابدا ملاحظه از اتحاد مذهب ننمودهاند بنابراين نادر شاه افشار خبط كرد كه در آن تاريخ عنوان مذهب را پايمال نمود و اساس پولتيك چندين ساله صفويه را در آن واحد درهم شكست و همچو تصور كرد كه هميشه ميتواند به قوت لشگر بر اقصى كشور فرمانروائى كند و هيچ ندانسته بود كه لشگرى بهتر از خود مردم كشور نيست و اگر دولتى با ملت خود راه برود و قلوب آنها را جلب نمايد ابدا محتاج بلشگر نخواهد شد و هميشه در موقع ضرورت تمام افراد ملت لشگر او هستند . با رعيت صلح كن و از كيد حصم ايمن نشين * زانكه شاهنشاه عادل را رعيت لشگر است اما برعكس اگر ملت از سلطنتى ناراضى باشند لشگر آن هم نميتواند جان آن پادشاه را از تعرضات داخله محافظت نمايد . بارى گذشته از اينكه اين تدبير نادر مفيد نيافتاد يك اثر بسيار وخيمى از او ظاهر شد كه تا امروز باقى مانده و آن اين است كه عامه مردم ايران از او رنجيدند و قلبا از او نفرت پيدا كردند همانقدر كه در ابتداى طلوعش محبوب مردم شده بود بعد از انتشار اين فرمان منفور و مغضوب شد و دليلش هم فقط همين است كه چون در به دو ظهورش افاغنه را از ايران بيرون كرد و نسبت بمرقد مطهر امير المؤمنين صلواة اللّه عليه فوق العاده اظهار حضوع نمود و مبالغى هم صرف آن مقام مقدس فرمود مردم ايران بستايشش زبان گشودند ، چرا كه ملت ايران افاغنه را براى آنكه در مذهب مخالف باهم بودند دشمن ميداشتند ولى وقتى كه نادر شاه اين فرمانرا امضاء كرد مثل اين بود كه دوباره سلطنت افغانى در ايران برقرار شده باشد و از آنچه نگاشتيم به خوبى معلوم مىشود كه عامل قوى در نفوس مردم ايران همان عنوان مذهب